
کتاب کافه پیانو به نویسندگی فرهاد جعفری را دو روزه خواندم. کتاب به قدری
جذاب بود که آدم به سختی میتواند خودش را از کتاب جدا کند. جالب اینجاست
که بدانید این کتاب تابستان 86 وارد بازار شده است و تا حالا که شهریور 87
است به چاپ هشتم رسیده است. این آمار خود نشان از مقبولیت این کتاب نزد
مردم است. داستان کافه پیانو که اولین اثر فرهاد جعفری در مقام نویسنده،
درباره یک کافه دار است که خاطرات خودش را برای ما بیان می کند. از کسانی
که به کافه می آیند و می روند. از دلتنگی هایشان، خوشی هایشان و از زندگی
شان به ما می گوید. همچنین زندگی خودش را هم برای ما شرح می دهد. زندگی با
همسرش به اسم پری سیما که به قول خودش “تقریبا” از هم جدا شده اند و نمی
تواننند زیر یک سقف با هم زندگی کنند و سوالهای زیادی که دختر هفت ساله اش
“گل گیسو”(عجب اسم قشنگی) از پدرش میپرسد و پدر آنطور که باید نمی تواند
در پاسخ ها او را قانع کند. کتاب به مانند یک دفتر خاطرات است. دفتر
خاطراتی که صفحه به صفحه آن را ورق میزنیم و با آدمای بیشتری آشنا می
شویم. این نوشته هم ادای دینی بود نسبت به اثر جالب کافه پیانو به
نویسندگی فرهاد جعفری از نشر چشمه.