شوقانگیز است: گلشیفته فراهانی در آخرین فیلم رایدلی اسكات (Body of Lies) بازی كرده. میدانستید؟
البته این قد كشیدن حرفهای بازیگران ایرانی مدتهاست كه شروع شده: مثل بازی شهره آغداشلو در «خانهای از شن و مه» ـ كه به خاطرش نامزد اسكار شد ـ یا همین بازی پارسال همایون ارشادی در «بادبادكباز»
مارك فورستر. اما اتفاق اخیر از این جهت اهمیت بیشتری دارد كه گلشیفته بر
خلاف آغداشلو و ارشادی، رسماً یكی از ستارههای حی و حاضر سینمای ایران
است. آغداشلو كه اصلاً در ایران نیست، ارشادی هم مدتهاست در فیلمی ظاهر
نشده و شاید خیلی از مردمی كه بیشتر فیلم ایرانی میبینند، حتا اسم این دو
را در خاطرشان نداشته باشند. اما گلشیفته در همین ایران خودمان زندگی
میكند و همین حالا فیلمهایش روی پردههای سینماهای كشورند و ملت هنگام
ظاهر شدنش روی پرده برایش كف میزنند و هورا میكشند. به همین خاطر حضور
گلشیفته در یك فیلم آمریكایی، آن هم فیلم یكی از شناختهشدهترین و
باكلاسترین كارگردانهای جهان، مزهی دیگری دارد. آدم دوست دارد بیخودی
امیدوار باشد كه شاید این بدهبستانها در نهایت سینمای كج و كولهی ما را
به یك جای قابل تحملتری برسانند ;)
اما
این اتفاق هم مثل جمیع اتفاقات فرهنگی این مرز و بوم، نكتهی حاشیهای
نهچندان عجیب دارد! آن هم این است كه با اینكه مدتها از ساخته شدن فیلم
«Body of Lies»
میگذرد، ماجرا هیچ بازتاب درست و حسابی و درخوری در رسانههای ما نداشته.
خیلی مضحك است كه یك گروه فیلمبرداری معتبر بیایند تهران، در هتلی اقامت
كنند، تعدادی فیلم از هنرپیشههای مختلف ایرانی ببینند، در نهایت گلشیفته
را انتخاب كنند، باش قرارداد ببندند، كار را شروع كنند و تمام كنند و
انگار نه انگار كه اتفاقی دارد میافتد. دلیلش هم...
آقا ولش كن اصلاً دلیلش به ما چه! ولی حاضرم شرط ببندم مسئولین فرهنگی ما ـ كه تازه وسطهای فیلمبرداری شصتشان باخبر شده ـ به جای اینكه از این اتفاق به هیجان بیایند، احتمالاً مدتی مبهوت و حیرتزده آب دهانشان را بهسختی قورت دادهاند و الان هم یك ستاد بحران در وزارت ارشاد تشكیل دادهاند و نشستهاند دور هم و دارند بخشنامهای تنظیم میكنند با عنوان «ممنوعیت حضور بازیگران ایرانی در فیلمهای بزرگان سینمای جهان»! به جان خودم؛ این خط و این هم نشان ;)